مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1149

طب اكبرى ( فارسى )

درم دهند و روز دوم يك درم و روز سوّم يك درم و نيم . بالجمله ، اگر بثرهء مذكور دفع شده [ و ] مادهء او منقلع گشت ازين تدبير ، فهو المراد و اگر رشته سر بر كرد ، سزاوار آن است كه پارهء سرب كه يك درم وزن [ او ] بود بگيرند و آن رشته بر آن درپيچند تا رشته [ به ] ثقالت اسرب اندك‌اندك بر همىآيد و درين هنگام بايد كه بر نواحى ورم روغن گل و مانند آن بمالند و آب گرم در مثانهء بز يا گاو نهاده [ و ] تكميد نمايند يا به آب گرم تنطيل فرمايند و اسبغول و روغن بادام ضماد نمايند تا عضو نرم شود و رشته به آسانى برآيد و احتياط ورزند كه رشته گسسته نگردد زيرا كه چون او منقطع شود ، اندرون سو بازرود و در گوشت ، ورم عفنه و قروح رديه احداث كند . انتباه : اگر به سوء تدبير رشته بگسلد ، بايد كه آن را بشكافند در طول به حسب مسلك ماده تا كه مادهء فاسد بتمامه برون آيد هر قدرى كه در آن محل جمع است و پس از شق ، پنبهء كهنه به روغن آلوده اندر وى گذارند تا مادهء باقى گنده شده بزدايد و بعد [ از ] تنقيهء جراحت ، به انبات لحم كوشند . [ 1509 ] فايده : از آنچه به خاصيت مانع تولّد اين علت است ، معجون قنبيل است صفت آن : هليلهء كابلى و بليله و آمله و تربد و زنجبيل و قنبيل ، جمله شش چيز است هريك برابر بگيرند كوفته و بيخته به سه چندان فانيذ يا قند معجون سازند شربتى دو درم . [ و ] گفته‌اند در بيست روز مادهء علت [ را ] مستاصل مىسازد . [ 1510 ] مقالهء [ بيست و ششم ] : اندر جذام « 1 » آن ، علتى است در غايت بدى در ذات [ كه ] مزاج و هيئت اعضا را فاسد مىسازد و احداث مىكند در بدن تشنّج و تعقد متغير الاشكال . و در اواخر ، گاه باشد كه بواسطه غلبه خشكى ، اعضا بشكافند و سياه گردند و بريزند و زرداب بدبو از جراحت بپالايد چنان‌چه از بدن مرده برمىآيد و چون مرض مستحكم شود ، تأكّل و تساقط در اعضا بيشتر افتد و خاصهء اين علت است كه از اطراف ابتدا مىكند و آخر به اعضاى رئيسه منتهى مىگردد . سبب اين مرض ، انتشار سوداى ناطبيعى است در بدن . و قال « القرشى » : السّوداء اذا

--> - اگر به قدرى قند شيرين نمايند جايز است و اگر صبر را با حصه‌يى شكر دهند نافع است . ( 1 ) . قاموس القانون : Leprosy ; lepra .